ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 25

تاريخ رشيدى ( فارسي )

رشيدى در اين است كه به شرح وقايع شاخه‌اى از تاريخ خاندان چنگيزى پرداخته كه نشانى از آنها در منابع تاريخى ديگر نمىتوان يافت ، يعنى تاريخ اعقاب چغتاى خان . تاريخ اعقاب سه پسر ديگر چنگيز در قلمرو حكومتى آنان به رشته تحرير درآمده ، چنان كه تاريخ اولاد اكتاى در چين ، فرزندان تولى - ايلخانان - در ايران ، و فرزندان جوجى در ماوراء النهر نوشته شده و تنها اعقاب چغتاى از اين رهگذر بىنصيب بوده‌اند . عامل ديگرى كه به تاريخ رشيدى ارزش خاصى بخشيده اين است كه خود مؤلف نه تنها شاهد عينى حوادث بوده بلكه سهم زيادى نيز در جريان حوادث روزگار خود داشته است ، به ويژه كه مدتى در نزد بابر ، عبيد اللّه خان ، ميرزا خان ، همايون پادشاه به سر برده است . ميرزا حيدر تاريخ خود را به دو بخش تقسيم كرده ، بخش اول را تاريخ اصل و بخش دوم را « مختصر » ناميده است . بخش اول ، تاريخ خواقين مغول از زمان تغلق تيمور خان تا عبد الرشيد سلطان را در بر مىگيرد ، و بخش دوم شامل وقايعى است كه يا مؤلف خود شاهد آن بوده يا شرحى است كه از افراد ديگر شنيده و عمدتا ، تاريخ اوزبكان ، بابر پادشاه ، سلطان سعيد خان ، عبد الرشيد سلطان ، و مسائل تبت و كشمير است . به‌علاوه در اين بخش ، فصل قابل توجهى به تاريخ سلسله‌اى از عرفا ، متصوفه ، نقاشان ، خطاطان ، اصحاب مكاشفه ، شعرا ، معماييون ، تذهيب‌كاران ، و خوانندگان اختصاص ، يافته است ، لازم به ذكر است كه تاريخ اصل ( بخش اول ) بعد از « مختصر » ( بخش دوم ) نوشته شده است . سبك و شيوه نگارش كتاب ميرزا حيدر بديهى است كه از سربازى حرفه‌اى و اميرى حكومتگر چون ميرزا حيدر ترك نمىتوان انتظار داشت كه مورخى باشد صاحب سبك در زبان فارسى ، مثل مؤلف تاريخ بيهقى ، و يا خالق عبارات دلنشين و سليسى مانند عبارات خواند امير ، اسكندربيگ منشى . . . ، زيرا زندگانى وى عمدتا در كاشغر و در ميان مغولان ترك زبان و يا در ده سال آخر در كشمير مىگذرد . زبان فارسى براى او نه زبان مادرى بلكه زبانى اكتسابى است ،